شمارهٔ ۲۸۵

غزلیات

یار شد شهرگرد و هر جایی
جاکن ای دل به کنج تنهایی

رخش آلوده نظرها شد
نظر خود به وی چه آلایی

چون ز معشوقیش نیاسودی
به که از عاشقی برآسایی

گرچه بینایی بصرها شد
طلعت او به حسن و زیبایی

همنشین دیدنش به هر سفله
داد بیزاریم ز بینایی

شهره گشته ست گل به خود رویی
واو ز گل شهره تر به خودرایی

پیری و لاف عشق جامی چند
به کزین گفت و گوی بازآیی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}