شمارهٔ ۲۹۰

غزلیات

می زند راه دلم شکل سهی بالایی
که نمی بینمش از سروقدان همتایی

همچو گل ظاهرش از صفحه عارض لطفی
همچو مه لایحش از لوح جبین سیمایی

در صف تنگ قبایان و تنک پیرهنان
دیده حاسد ازو دور عجب رعنایی

همه پروانه شمع رخ اویند ولی
نیست از نخوت خوبی به کسش پروایی

خلوت من شود از پرتو رویش روشن
گر مددگار شود همت روشن رایی

زآستانش به سفر پای من از جا نرود
نیست در شهر چو من عاشق پابرجایی

جامی از مس وجود تو چه حاصل چو بر آن
کیمیایی نکند تربیت دانایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}