جامی
شمارهٔ ۳۱
رباعیات
ای اشک که امشبم به رو افتادی
در صحبت جانان نه نکو افتادی
من بودم و یار و خلوت اکنون شده ام
حیران که تو از کجا فرو افتادی
جامی
رباعیات
ای اشک که امشبم به رو افتادی
در صحبت جانان نه نکو افتادی
من بودم و یار و خلوت اکنون شده ام
حیران که تو از کجا فرو افتادی
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}