بخش ۲۱

روضهٔ ششم (در مطایبه)

مدعیی خود را به صورت علویان آراسته و به دعوی آن نسبت عالی برخاسته،

در دعوی وی عیان نه از صدق فروغ
هم دوش ز گیسوان گواهان دروغ

بر صاحبدلی درآمد، از جای بجست و وی را بر صدر نشاند و در صف نعال نشست. هر چه طلب داشت زیادت از آن عطا کرد و در وقت خروجش ادب مشایعه به جای آورد. اصحاب گفتند: ما این شخص را می شناسیم، نسبت وی از این نسبت دور است و دعوی وی در این صورت کذب و زور، نه پدرش را از این خاندان بویی است نه مادرش را در این خانواده رویی،

مادرش شهرگرد و خانه گداست
پدرش دیگ بند و دوک تراش

آن یکی از قبیله ارذال
وین دگر از طویله اوباش

صاحبدل گفت: آنچه ما کردیم نه لایق صادقان این خانواده است بلکه فراخور مدعیان از راه افتاده است!

هرکس ز خاندان نبوت نصیب یافت
تعظیم او وظیفه هر بی نصیب نیست

هست او غریب دهر به راه محبتش
گر مال و ملک و جاه ببازی غریب نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}