بخش ۱۱

روضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات)

گنجشکی خانه موروثی خود را باز پرداخت و در فرجه آشیان لک لکی خانه ساخت. با وی گفتند: تو را چه مناسبت که با جثه ای بدین حقیری با جانوری بدان بزرگی همسایه باشی و خود را با وی در محل اقامت و منزل استقامت همپایه داری؟

گفت: من نیز اینقدر دانم اما به دانسته خود عمل نتوانم. در همسایگی من ماریست که چون هر سال بچگان برآرم و به خون جگر بپرورم ناگاه بر خانه من تازد و بچگان مرا قوت خود سازد، امسال از وی گریخته ام و در دامن دولت این بزرگ آویخته ام، امید می دارم که داد مرا از وی بستاند و چنان که هر سال بچگان مرا قوت خود گردانیده است امسال وی را قوت بچگان خود گرداند.

چو روباه در بیشه شیر باشد
زید ایمن از زخم چنگال گرگان

ز بیداد خردان امان یابد آن کس
که گیرد وطن در جوار بزرگان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}