شمارهٔ ۷۵

غزلیّات

عشق آمد و از سینه من جوش برآورد
گرد از من دل خسته مدهوش برآورد

در گوش گرفتم که دگر مهر نورزم
عشق آمد و این پنبه ام از گوش برآورد

فریاد که آن غمزه افسونگر جادو
یک باره مرا از دل و از هوش برآورد

گشتم به یکی جرعه چنان مست که خمّار
دوشم ز خرابی به سر دوش برآورد

شد رونق بازار همه عطرفروشان
زان غالیه کز طرف بناگوش برآورد

دانی که برآورد مرا از دل و از هوش؟
آن سرو کمربند قباپوش برآورد

تا گشت نبات شکرین تو شکرریز
بگداخت ز غم قند و شکر جوش برآورد

سودای سر زلف و لب لعل تو صد شور
از حلقه رندان قدح نوش برآورد

تا گفت جلال از لب خاموش تو رمزی
غلغل ز صف مردم خاموش برآورد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}