شمارهٔ ۱۳۸

غزلیّات

سیه چاهی ست زلفت تار و دلگیر
در او دیوانگان بسته به زنجیر

بشد تدبیر و عقل و رایم از دست
چه تدبیر ای مسلمانان، چه تدبیر!

من و جان دادن اندر جُست و جویش
چو یاور نیست بخت از من، چه تقصیر

غزل چون می نویسم از سر سوز
همی سوزد قلم هنگام تحریر

تو از ما فارغ و ما در تک و پوی
چه چاره چون چنین رفته ست تقدیر

چگونه دیده بر دوزم ز رویت
وگر خود می زنی بر دیده ام تیر

ربودی عقل و جان و صبر و هوشم
وگر خواهی حساب اکنون ز سر گیر

فلک را هست سودای تو در سر
چو سودای جوانی در سر پیر

جلال! از بخت خود، کامی ندیدی
که خوابت را به جز غم نیست تعبیر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}