شمارهٔ ۴۲ - سپاس

مقطعات

ای بزرگی که ز شیرین سخنت
عقل از جام نکت می نوشید

بهتر از مدح تو کس ننویسد
خوشتر از لفظ تو کس ننیوشید

چاکر از دوری درگاه تو صدر
هم بجانت که ز جان بخروشید

مانعی هست مر او را در پیش
که بسی از پی دفعش کوشید

آسمان کرد نثار اختر خویش
چون رهی خلعت خاصت پوشید

گوهر مدح تو اندردل داشت
کز مسامش همه بیرون جوشید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}