شمارهٔ ۷۱

غزلیات

آه که امید من بیار نه این بود
لایق آن روی چون نگار نه این بود

هجر نمودست و بارهی نه چنین گفت
جور فزودست و در شمار نه این بود

رفته بر دشمنم قرار گرفتست
با من دل سوخته قرار نه این بود

نوبت آن روزگار رفت که مارا
عشق نه زین دست بود و یار نه این بود

عشق چنین بود و کیسه مان نه چنین بود
یارنه این بود و روزگار نه این بود

از تو خجل مانده ام که بیرخ خوبت
زنده بماندیم و اختیار نه این بود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}