شمارهٔ ۱۴۶

غزلیات

زهی روی تو خار گل نهاده
قد تو کو شمال سرو داده

مهت چون آفتاب افتاده در پای
بسر چون سایه پیشت ایستاده

ز بهر عشوه ما وعده تو
دری ز امروز بر فردا گشاده

ز اشگ چشم من خیزد تف دل
کسی دید آتشی از آب زاده؟

ز شرم روی چون ماهت مه چرخ
شود هر مه دو شب از خود پیاده

بپیش روی خوبت چیست خورشید
چراغی در ره بادی نهاده

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}