غزل 166 | سخت آشفته جمال خودی
سخت آشفته جمال خودی
ورچه نوعیست این زبیخردی
قصد جانم چرا کنی چندین
نه بدین شرط دل همی ستدی
با من این شکل میکنی یا خود
با همه کس چنین ترانه زدی
هر دمم بی وفا همی خوانی
راست گفتی هزار بار خودی
تا چه نیکی بجای من کردی
تا چه کردم بجای تو ز بدی؟
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}