شمارهٔ ۱۰۸۸

غزلیات

به دنیا پشت پا زن تا شه روی زمین باشی
وز آن دل کز جهانش کنده ای صاحب نگین باشی

قضا را نیست پروایی ز شادی و غم دلها
چرا تا می توان خرسند بود، اندوهگین باشی؟

در اندام تو صورت بسته از بس معنی خوبی
به هر کس برخوری چون شعر رنگین دلنشین باشی

نمی آیی برون از عهدهٔ یک سجدهٔ شکرش
به رنگ ماه نو از پای تا سر گر جبین باشی

دوایی از شراب کهنه نیکوتر نمی باشد
اگر زاهد تو در فکر علاج درد دین باشی

به آسانی شکارانداز صید مدعا گردی
اگر جویا توانی خویشتن را در کمین باشی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}