شمارهٔ ۵۳

غزلیات

ای خجل از شرم رویت آفتاب
وی ز تاب هجر تو دلها کباب

آتش دل را دوا می‌خواستم
از طبیب و صبر فرمودم جواب

صبر فرمودی مرا در عاشقی
عشق مشکل صبر گیرد در حساب

در غمت هرچند زاری کرده‌ام
زان دهن نشنیده‌ام هرگز جواب

چون میسّر نیست وصلت دلبرا
دولتی باشد گرت بینم به خواب

در جهان ملجاء من درگاه تست
بیش ازین روی از من مسکین متاب

پیر گشت از غصّه دوران دلم
یاد باد آن دولت وقت شباب

چون جهان را جز تو دارایی نبود
از چه رو کردی جهان یک سر خراب

رحم کن بر من که در ایام حسن
رحم بر بیچارگان باشد ثواب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}