شمارهٔ ۵۶

غزلیات

در ما فکنده‌ای چو سر زلف خویش تاب
زین بیش آن مپیچ و سر از سوی ما متاب

تا کی نهان شوی ز دو چشم دلم بگو
هرگز که دید صورت خورشید در نقاب

ما را ز مهر روی تو در دل حرارتیست
تسکین آن نمی‌شود الّا به ماهتاب

ماه رخت مدار دریغ از من ضعیف
از ذرّه کی دریغ کند مهر آفتاب

رنجور عشق را ز دوا چاره‌ای بساز
زیرا که هست چارهٔ بیچارگان ثواب

ای سرو راستی بنشین در دو چشم ما
دانی که جای سرو روانست در سر آب

آتش گرفت در دل ما رحمتی نمای
زان رو که خون همی رود از چشم ما چو آب

گفتم جهان ز عدل تو آبادتر شود
اکنون یقین شدم که تو خواهی جهان خراب

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}