شمارهٔ ۱۷۹

غزلیات

جهان گر سر به سر بستان و باغست
مرا با رویش از عالم فراغست

به زلفش مشک را تشبیه کردم
بگفتا آن ز سودای دماغست

به هجران صبر نتوانم که وصلش
تنم را جان و چشمم را چراغست

ز وصلم مرهمی نه بر دل ای دوست
که‌م از هجران تو بر سینه داغست

مرا در درد هجران ای دلارام
مسلمانان چه جای باغ و راغست

کنون در گلستان وصلم ای جان
به جای بلبل شوریده زاغست

ز دست جور چرخ نامساعد
کنون طوطی گرفتار کلاغست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}