شمارهٔ ۱۸۹

غزلیات

پیش رخسار چو خورشید تو مردن سهلست
جان شیرین به لب دوست سپردن سهلست

دل ببردی ز من خسته و دادی بر باد
دل درویش نگه دار که بردن سهلست

دل ما را ز سر کوی فنا ای دل و دین
به یکی بوسه ز لب باز خریدن سهلست

غمزه‌اش با من مسکین به اشارت می‌گفت
پیش من از تو خور و خواب ربودن سهلست

ترک جان و سر و مال ارچه که مشکل کارست
ترک آن جمله به دیدار تو کردن سهلست

گر امیدی به شب وصل تو بودی ما را
خون دل در غم هجران تو خوردن سهلست

چون به یک پیک نظر از تو جهانی چاکر
عاشقی را رخ گلرنگ نمودن سهلست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}