شمارهٔ ۲۷۹

غزلیات

بازآ که در فراق تو ما را قرار نیست
روز و شبم بجز غم عشق تو کار نیست

از گلستان روی تو ای سرو سیم تن
در دست ما کنون بجز از نوک خار نیست

باریست بر دل من مسکین که از چه روی
ما را به بارگاه وصال تو بار نیست

از جانم ارچه گرد برآورد درد عشق
بر خاطر از جفای تو ما را غبار نیست

هر دل که کیمیای وصال تو یافته‌ست
قلبست اگر به بوتهٔ عشقش گذار نیست

دستم نگار گشت به خون دل ای نگار
در آرزوی آنکه به دستم نگار نیست

ماییم و عشق روی دلارام در جهان
اینست کار ما و جز این هیچ کار نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}