شمارهٔ ۳۰۶

غزلیات

مرا به غیر صبا پیش دوست محرم نیست
مرا انیس و دلارام و یار جز غم نیست

ببین چگونه بود حال آن دل مسکین
که جز غمش به جهان در غم تو همدم نیست

صبا تو حال من خسته نیک می‌دانی
بگو بگو به نگارم که جز تو محرم نیست

که در فراق تو راضی شدم به پیغامی
کنون ز پیش تو ای بی وفا و آن هم نیست

دلم ز نیش فراق تو نیک مجروحست
بیا که جز شب وصل تو هیچ مرهم نیست

بیا که طاقت صبرم برفت و شدّت هجر
ز حد گذشت و جهان را قرار یک دم نیست

دمی نمی‌گذرد بر من پریشان حال
که خاطرم چو سر زلف یار در هم نیست

مباد درد و بلا بر قدت نظر فرما
که جز بلای فراق تو هیچ دردم نیست

تو سرو باغ بهشتی و ما چو خاک درت
از آن جهت ز جهان سایه شما کم نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}