شمارهٔ ۳۴۰

غزلیات

دل من در فراق شیداییست
خسته از درد ناشکیباییست

گر پریشان شده‌ست معذورست
دایماً زان دو زلف سوداییست

عشق او را چگونه شرح دهم
بی سخن در کمال زیباییست

قامتش را چه نسبت است به سرو
اعتدالی به حدّ رعناییست

چه کنم وصف نرگس رعناش
گرچه در عین مجلس آراییست

ای دو دیده که روز و شب حیران
در رخت دیدهٔ تماشاییست

تا دوتا زلف تو به دست آمد
جامهٔ دل ز شوق یکتاییست

دست افتادگان بگیر از غم
چون تو را قدرت تواناییست

این دل خسته را به رغم جهان
سر دیوانگی و شیداییست

نظر کردگار می‌دانی
که نه بر جاهلی و داناییست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}