شمارهٔ ۳۹۰

غزلیات

چرا به کار من ای جان وفا نکردی هیچ
به حال خسته دلان جز جفا نکردی هیچ

چرا ز لعل لب آبدار خود کامم
شبی ز روی ارادت روا نکردی هیچ

طبیب درد منی راست گو که از چه سبب
ز روز وصل دلم را دوا نکردی هیچ

به لطف با همه کس در میان و بس شادان
به بخت ما بجز از ماجرا نکردی هیچ

بسی خطاب کشیدم ز روز هجرانت
به وصل ما تو به غیر از خطا نکردی هیچ

چو سرو ناز خرامیده‌ای میان چمن
نظر ز روی عنایت به ما نکردی هیچ

تو پادشاه جهانی و من گدای غریب
ترحمی ز چه رو بر گدا نکردی هیچ

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}