شمارهٔ ۴۲۵

غزلیات

بگو کجا برم از دست هجر تو فریاد
که کند خانه صبرم ز بیخ و از بنیاد

فغان و داد که پیچید دست طاقت من
به جان رسید دل خستهٔ من از بیداد

نه در زمانه وفا و نه بر سپهر امید
فلک جفای تو تا کی کشم که شرمت باد

کسی که یک نفس از یاد تو نیاساید
روا بود که تو او را گذاشتی از یاد

چو سرو گوشه گرفتم که از جفا برهم
ولی ز غصّه دوران نمی‌شوم آزاد

به غیر غصّه ندارم قرین ز کار جهان
نمی‌شوم ز زمانه زمانکی دلشاد

ز غصّه جان عزیزم به لب رسید به غم
کنون اگر نرسی خود کی‌اَم رسد فریاد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}