شمارهٔ ۴۹۳

غزلیات

صبا آمد پیامی سویم آورد
مگر زان دلبر گلبویم آورد

که بستان شد معطّر از نسیمش
چو از زلف بت مه‌رویم آورد

هوا گویی ز لطفش مشک‌بیزست
که بویی زان خم گیسویم آورد

بسی منّت ز باد صبح دارم
کز آن زلف معنبر بویم آورد

خضر سان زندگی از سر گرفتم
که آب زندگی زان جویم آورد

جهان را جان شیرین با تن آمد
حیاتی زآن لب دلجویم آورد

شوم خاک سر کویت نگارا
که آبی از رخت با رویم آورد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}