شمارهٔ ۴۹۸

غزلیات

کجا دل در غمت آرام گیرد
کجا با درد تو درمان پذیرد

گرش لطفت بگیرد دست و میلی
کجا از عشق تو یک دم گزیرد

روا داری که مسکینی غریبی
به درد عشق تو از غم بمیرد

چرا لطف تو دست ناتوانی
به وصل خویشتن یک دم نگیرد

گرم از وصل ننوازی زمانی
یقین کاندر جهان طوفان بگیرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}