شمارهٔ ۵۳۷

غزلیات

هر که را مهر رخ خوب تو در دل باشد
گر بود غافل از آن وجه نه عاقل باشد

هر که در سلسلهٔ زلف تو ای جان و جهان
درنیاویخت توان گفت که غافل باشد

گرنه خون جگر از دیده خورم در غم تو
پس مرا از غم عشق تو چه حاصل باشد

جنّت و روضهٔ فردوس نخواهد هرگز
هر کسی را که سر کوی تو منزل باشد

گر سرم در سر سودای تو خواهد رفتن
رفتن من ز سر کوی تو مشکل باشد

من قتیل غم عشقت شده‌ام باکی نیست
اگرم دست نگارین تو قاتل باشد

مدّت هجر تو از حد شد و می‌دان به یقین
که مرا هجر تو با مرگ مقابل باشد

چون تو بر دفتر عشّاق رسی نیک ببین
که مگر عاشق دلسوخته داخل باشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}