شمارهٔ ۵۴۹

غزلیات

گرم مهمان شوی یک دم چه باشد
ورم یک دم شوی همدم چه باشد

ور از وصلت بیاساید غریبی
ز حسن رویت آخر کم چه باشد

دل مجروح بی درمان ما را
گر از وصلش کنی مرهم چه باشد

به روز تلخ هجرانت نگارا
مرا مونس به غیر از غم چه باشد

نمی‌بینم به هر عمری وصالت
از این مشکلترم ماتم چه باشد

دلم خونست در هجران نگارا
ببین حال دلم دردم چه باشد

ز من پرسی که حالت چیست با درد
بجز هجران تو دردم چه باشد

جهان از آب دیده شد چو دریا
گل خیسیده را در نم چه باشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}