غزل 550 | گرم یک لحظه بنوازی چه باشد
گرم یک لحظه بنوازی چه باشد
نظر بر حالم اندازی چه باشد
دمی آخر ز روی مهربانی
اگر با دوست پردازی چه باشد
اگر در بوتهٔ غم زآتش هجر
مرا چون سیم بگدازی چه باشد
دل پُر درد بی درمان ما را
به وصل خود دوا سازی چه باشد
اگر با ما دمی درسازی امروز
ز روی لطف و دمسازی چه باشد
اگر در ساحت میدان هجران
سمند وصل خود تازی چه باشد
دلا گر در هوایش چون کبوتر
اسیر چنگل بازی چه باشد
دلا پیش قد آن سرو آزاد
اگر صد ره ز جان بازی چه باشد
برو جان و جهان در پاش انداز
در این معرض سراندازی چه باشد
تعبیر شما از این فال
نظر شما برای دیگران و برای بهتر شدن تعبیر خیلی مهم است. چند جمله بنویسید.
هنوز نظری تأیید نشده. اول شما بنویسید.
{{ c.body }}