شمارهٔ ۵۸۶

غزلیات

چون روز عمر من به فراق تو شام شد
در آرزوی روی تو عمرم تمام شد

خون دلم چو بر تو حلالست دلبرا
آخر چرا وصال تو بر ما حرام شد

رحمی به حال زار من خسته دل بکن
کز دست رفت و در پی ماه تمام شد

دیگ هوای زلف تو می‌پخت در دماغ
مسکین دلم که در سر سودای خام شد

مرغ دلم که کرد به کوی غمت هوا
شَستِ دو زلف یار بدید و به دام شد

زین پیش طبع توسن ما بود بد لگام
واکنون به زخم قمچی ایام رام شد

هرچند در فراق تو حالم خراب بود
با وصل دوست کار جهان با نظام شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}