شمارهٔ ٣٣٢

قطعات

گردون دون بتهمت فضل و هنر مرا
هر لحظه بیگناه عذابی دگر کند

گاهم چو عود پوست کند بازوگه چو عود
سوزد مرا و گاه چو عودم همی زند

هر شاخ شادیم که بود در زمین دل
آنرا بباد حادثه از بیخ بر کند

بر گرد دانه ئی که بر او نام رزق ماست
چون عنکبوت گرد مگس دامها تند

من نیز دشمنی کنم امبار با هنر
باشد بدوستی نظری بر من افکند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}