شمارهٔ ۶۷۵

غزلیات

دلبرا نقش خیالت ز دل ما نرود
مُهر مهرت نفسی زین دل شیدا نرود

نگذرد بر من سودا زده روزی به غلط
که دلم از سر زلف تو به سودا نرود

لحظه‌ای در همه اوقات میسّر نشود
که ز هجرت ستمی بر من شیدا نرود

عاشق خسته چو بر خاک درت ساخت مقام
گر به تیغش بزند حاسد از آنجا نرود

امشبم وعده فردا چه دهی می‌ترسم
که مرا کاری از این وعده فردا نرود

مدعی منع من از صحبت جانان چه کنی
که به بادی مگس از صحبت حلوا نرود

سیل مژگان من خسته جهان کرد خراب
بس عجب دارم ار این سیل به دریا نرود

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}