شمارهٔ ۷۰۴

غزلیات

اگر نقاب بت من ز چهره بگشاید
بسا دلی که به شوخی به غمزه برباید

ز لوح خاطر من یاد دوست نتوان برد
ولی اگر بکند یاد ما دمی شاید

دلا به گردش و دور زمانه باید ساخت
نه آنچنان که بباید چنان که می‌آید

صبا بیار ز زلف نگار ما بویی
که تا دماغ دل من از آن بیاساید

بدان نگار جفاجوی ما بگو تا کی
فراق خون دلم را ز دیده پالاید

چرا به خون من خسته دل کمر بسته‌ست
نیرزد آنکه دو دستش به خون بیالاید

هلال طاق دو ابروی او عظیم خوشست
چه حاجتست که آن را به وسمه آراید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}