شمارهٔ ۷۲۰

غزلیات

آنچه دل حزین من از جور او کشید
نه دیده دیده باشد و نه گوش کس شنید

از دست جور بی حد و اندوه گریه گفت
از حد بشد تحمّل و جانم به لب رسید

بر حال زار من دل سنگین بسوزدت
گر شرح آن دهم که دل خسته‌ام چه دید

شرح غمش چگونه دهم شمّه‌ای از آن
کاو رفت و دیگری به من خسته دل گزید

درد دلم ببین تو که آن دلستان شوخ
مهر از من شکسته به یکبارگی برید

مرغ دل ضعیف من اندر هوای دوست
از روی شوق از قفس سینه برپرید

بیچاره دل برفت به بازار عشق دوست
جان را به غم فروخت و غم عشق او خرید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}