شمارهٔ ۷۳۷

غزلیات

ای دوست ما به دست تو دادیم اختیار
ما را نزار و زار خدا را روا مدار

گر لطف می‌کنی تو به حال جهان بکن
زان رو که ما به لطف تو هستیم امیدوار

ای مدّعی تو را چه فتاده‌ست با منت
شرمی بدار از حق و ما را به ما گذار

گر زآنکه لطف دوست بود دستگیر من
فارغ من از بهشتم و با درد و غم چه کار

تو چون گلی شکفته به بستان به صبحدم
ما در فراق روی تو چون بلبلیم زار

تا کی به درد [هجر] تو باشیم مبتلا
ما را بدار یا نه که دست از جهان بدار

چندان قتیل عشق تو هستند در جهان
مانند ما بسی که نیایند در شمار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}