شمارهٔ ۷۴۲

غزلیات

بی تکلّف خوشست بوی بهار
نالهٔ بلبلان و بانگ هزار

سبزه و جویبار و طرف چمن
در صبوحی چه خوش بود با یار

روی در روی دوستان کرده
وز جفاهای دشمنان به کنار

گل رویش به صبح می‌خواهم
از دل و جان به غیر صحبت خار

قامتی همچو سرو در بستان
دلبری خوش حضور شیرین کار

یار ما تند و سرکشست و دلم
از جفا گشت از جهان بیزار

من بهشت برین نمی‌خواهم
گر نباشد مرا درو دیدار

گفته بودم بگو مرا باری
حاصل من نبود جز پندار

بر خطت سر نهاده‌ام چو قلم
سر دوانم مکن تو چون پرگار

در جهانم امید بر درِ تست
ناامیدم مکن ز خود زنهار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}