شمارهٔ ۷۴۸

غزلیات

فریاد و الغیاث ز بیداد روزگار
کز دل ببرد صبرم و از دست رفت یار

یک جرعه می نکرد دلم نوش از آن دو لب
جانم به لب رسید ز درد سر خمار

عمریست تا که کشتی وصلم به هجر غم
افتاده در میان و نیفتاد در کنار

پایم بماند در گل حیرت چو سرو ناز
بر ما نظر نکرد سهی سرو در گذار

ما را گناه غیر وفاداری تو نیست
ور زآنک هست همم ز سر لطف در گذار

بسیار جور بر من مسکین مکن از آنک
چون هست روشنت که جهان نیست پایدار

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}