شمارهٔ ۷۵۴

غزلیات

تو تا کی همچو سرو از ما کشی سر
نیاری جز جفا از بهر ما بر

نمی‌گویم که تا چندم گذاری
من بیچاره را چون حلقه بر در

منم بر بستر هجران فتاده
تو در عیش و طرب با یار دیگر

به تاریکی زلفت درفتادم
به بویش گر توانم گشت رهبر

مگر خورشید رویت را ببینم
اگرچه نیستم جانات درخَور

من بیچاره هستم در فراقت
ز چشم و دل میان آب و آذر

اگرچه نیستت با ما عنایت
ز جان گوید جهان کز عمر برخور

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان

{{ metaLine }}

موردی نیست.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.poem_count }}

فال حافظ

کتاب‌ها

{{ catTitle }}

{{ total }} · {{ coupletTotal }}

خالی است.

فال حافظ

{{ poem.title || "غزل حافظ" }}

نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

کتاب: {{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}

نظرات

هنوز نظری تأیید نشده.

{{ c.author }}

{{ c.body }}

{{ commentMsg }}