شمارهٔ ۷۵۷

غزلیات

در جهان غیر تو ای دوست ندارم دلبر
که تو را گفت که بیهوده ز یاران دل بر

چون ببردی دل و جان از من بیچاره کنون
مرهمی نه ز وصالت به دل ما دلبر

نسبت قدّ تو با سرو کنم یعنی چه
که ورا پای ز چوبست و درختی بی بر

در شب ظلمت هجران تو سرگشته شدم
باز هم بوی سر زلف تو گشتم رهبر

چون درون حرم جان و دلم منزل تست
حلقه وار از چه سبب من شب و روزم بر در

چه شود گر بنوازی ز سر لطف شبی
بندهٔ سوخته دل را و در آری در بر

گر مراد من بیچاره ز لعلم بدهی
گویم از جان و جوانی ز جهانی برخور

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}