شمارهٔ ۸۲۶

غزلیات

اگرچه یاد نیاید به سالها ز منش
هزار جان گرامی فدای جان و تنش

منم حزین ز غم روزگار و آن دلبر
فراغتی بود از حال یار ممتحنش

ز جان ما رمقی بود باقی اندر تن
صبا رسید و بیاورد بوی پیرهنش

مگر که نام تو می‌برد غنچه در بستان
درید باد صبا نیک سر به سر دهنش

اگر چنانچه زند با تو سر و لاف از قد
برون کنند به صد جور و خواری از چمنش

بگو چگونه تشبّه کنم رخش با ماه
چه جای آن که چو گل گویم و چو یاسمنش

مرا که نام بود در جهان به بندگیش
فدای جان و تن او هزار همچو منش

اگر به خاک جهان بگذری پس از صد سال
نسیم مهر تو آید هنوز از کفنش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}