شمارهٔ ۸۴۳

غزلیات

نگارینا مکن بر من ستم بیش
مزن زین بیش تو بر ریش من نیش

ز وصلم کام دل می‌ده خدا را
مجو زین بیشتر کام بداندیش

تو خویشی بیش ازین ما را میازار
که فرقی باشد از بیگانه تا خویش

به ترکش چون توان کز تیر مژگانش
اگر قربان شوم بهتر درین کیش

مرا داغ فراقت هست بر جان
نمک واجب نباشد بر سر ریش

چه گویم مدّعی بد سرانجام
چه با من در میان بودش ازین پیش

تو سلطان جهانداری خدا را
مشو غافل دمی از حال درویش

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}