شمارهٔ ۹۲۶

غزلیات

به درد عشق تو درمان نیابم
ببرد از من به دستان هوش و تابم

ز دست غمزهٔ غمّاز شوخت
برفت از دست باری خورد و خوابم

حدیث عشق رویت با طبیبان
بگفتم خون دل گفتا جوابم

شراب از دیده آرم در فراقت
همیشه از جگر باشد کبابم

به چشم شوخ بردی دل ز دستم
چو زلف سرکشت در پیچ و تابم

ز تاب زلف تو شوریده حالم
ز چشم سرخوشت مست و خرابم

ورم پیوسته از غمزه زنی تیر
به جان تو که من رو برنتابم

نگردم از درت تا باشدم جان
نمای از لطف خود راهی صوابم

جهان گفتا ز درد روز هجران
ز دیده خون چکد چون اشک نابم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}