شمارهٔ ۹۲۷

غزلیات

بی روی تو نیست خورد و خوابم
پیوسته ز هجر در عذابم

بر خاک نشسته‌ام ز جورت
وز دیده ز سر گذشت آبم

بگذشت فغان من ز گردون
وز کبر نمی‌دهی جوابم

از تاب دو زلف پیچ در پیچ
ای دوست برفت هوش و تابم

سیلاب همی رود ز دیده
وز آتش غم جگر کبابم

مخمور ز چشم نرگسینم
از لعل لبت بده شرابم

گفتم به طبیب درد پنهان
جز صبر نمی‌دهد جوابم

گر عکس رخت به ما نمایی
حاجت نبود به آفتابم

گفتا تو ز ماه می‌زنی لاف
تو مه طلبی من آفتابم

تو در سر آب و در جهان شاد
من از غم دوست در سرابم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}