شمارهٔ ۹۵۶

غزلیات

نگارا از فراقت سخت زارم
به سختی روزگاری می‌گذارم

نه خور دارم نه خواب از عشق رویت
چو زلف تو پریشان روزگارم

چو ابروی تواَم پیوسته در خم
چو چشمان تو در عین خمارم

ز خاک کوی هجران آخر ای جان
نشانی تا به کی در دل غبارم

به بوی آنکه بر من رحمت آری
نشسته منتظر بر رهگذارم

نکردی هیچ رحمت بر دل من
از آن بی رحمتی بس شرمسارم

ببردی آب روی من به یکبار
چرا کردی چو خاک راه خوارم

مکن زین بیش بر من جور و خواری
مبر یکباره جانا اعتبارم

میان وادی جان رمیده
بجز تخم غم مهرت چه کارم

جهان را اختیاری نیست یارا
به دست باد دادم اختیارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}