شمارهٔ ۱۰۱۱

غزلیات

بس بگردید و بس بگردد هم
چرخ سرگشته و نگردد کم

دیده بگشا که آسیای فلک
نیست هرگز قرار او یک دم

شاد دارد دلی ولیکن از او
کس نکرده‌ست حاصل الاّ غم

نیش او بیشتر ز نوش بوَد
بر دل کس نمی‌نهد مرهم

یک زمان با تو مهربان باشد
باز گردد مزاج او در دم

چه شکایت کنم ز بی مهریش
که فزوده‌ست درد بر دردم

دم فروشد مرا ز غصّه دور
کس نفس چون زند بگو در دم

حال من در جهان چو زلف بتان
نیک شوریده است و رفته به هم

یک زمان غم ز خاطرم نرود
کم نکرد از دو چشم بختم نم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}