شمارهٔ ۱۱۲۳

غزلیات

ای سخت گمان سست پیمان
تا چند زنی مرا به پیکان

از تیر جفا دلم بخستی
جز مرهم وصل نیست درمان

ای سرو روان و مونس دل
بازآ ز درم دمی خرامان

پیراهن صبر را کنم چاک
هر شب ز غم تو تا گریبان

دست دل زار زار تنگم
ای دوست کجا رسد به دامان

بازآی که عاشقان رویت
در هجر تو بی سرند و سامان

مشکل همه آنکه دولت وصل
یک روز نگشت بر من آسان

گر وصل تو دست من گرفتی
در پای تو کردمی دل و جان

بر جان جهان ستم بتا رفت
از جور و جفای تو فراوان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}