شمارهٔ ۱۲۰۰

غزلیات

ای به ناکام دلم خسته و مهجور از تو
کشتهٔ تیر فراقت شده و دور از تو

از شفاخاهٔ وصلت دل من جست دوا
منتظر چند نشینم من رنجور از تو

جرعه‌ای از قدح وصل به مهجوران ده
تشنه لب چند بمانم من مهجور از تو

گرچه از چشم بینداخته‌ای چشم مرا
به دو چشمت که بود چشم مرا نور از تو

آنکه مشهور جهان بود به نیکونامی
در جهان گشت به بدنامی مشهور از تو

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}