شمارهٔ ۱۲۵۲

غزلیات

یکباره عهد یار فراموش کرده‌ای
دست مراد با که در آغوش کرده‌ای

گفتی حدیث خصم نگیری به گوش و من
دیدم به چشم خویش که در گوش کرده‌ای

ای دل اگر ز دست برفتی غریب نیست
کز آتش فراق تو بس جوش کرده‌ای

لب را ز یاد آنکه شب و روز و ماه و سال
یادت کند رواست که خاموش کرده‌ای

حیف آیدم ز جان تو ای جان نازنین
کاین جرعه‌های درد چرا نوش کرده‌ای

جان جهان که در دو جهان از برای تست
یکباره زین معاینه مدهوش کرده‌ای

امروز باز جور و جفایش نتیجه بود
انواع وعده‌ها که شب دوش کرده‌ای

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}