شمارهٔ ۱۳۱۵

غزلیات

بس دولت فیروزست در پای تو سربازی
گر دست دهد ما را به زین نبود بازی

گر کشته شوم جانا بر خاک درت شاید
باشد به غلط روزی بر ما نظر اندازی

قلب من دلداده نقد سر کویت شد
در بوتهٔ هجرانش زنهار که مگدازی

هجران تو چون کوهست بیچاره منم چون کاه
ای کاه تو با کوهی تا چند کنی بازی

گفتم که هوای تو گیرم خِرَدم می‌گفت
گنجشک کجا داند صید چو تو شهبازی

ای باد صبا رازی از من بر جانان بر
بشتاب ز روی لطف چون محرم این رازی

ای دوست بگو تا کی در خاک کشی دل را
تا چند سمند غم بر جان جهان تازی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}