شمارهٔ ۱۳۶۴

غزلیات

تو جام جهان نمای جانی
جانی و دو دیدهٔ جهانی

در عشق رخ تو ناتوانم
رحم آر به من چو می‌توانی

در هجر تو زندگی نخواهم
با وصل خوشست زندگانی

ای ماه جبینِ سرو بالا
تو راحت روحی و روانی

ای لعل لب تو خوشتر از جان
دیدار تو عمر جاودانی

در کار غم تو کرده‌ام جان
ای اصل حیات و شادمانی

گر مهر منت به دل نباشد
می‌کن تو تفقدّی زبانی

چون شد غم عشق آشکارا
می‌پرس ز حال من نهانی

بر خاتم لعل تو شده ختم
جان بخشی و رسم دلستانی

با آنکه تو را ز جان غلامم
از بندگی‌ام تو در گمانی

من کشته وصل آن جهانم
سهلست حیات این جهانی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}