شمارهٔ ۱۳۸۹

غزلیات

ماهیست نشسته به سر مسند شاهی
می‌نازد و پیداست از او فرّ الهی

از ملک جهان کام دلت جمله روا باد
در دامن مقصود تو باد آنچه تو خواهی

پشتم به تو گرمست و دلم با غم تو خوش
زان روی که ما را به جهان پشت و پناهی

تشبیه بنفشه به سر زلف تو کردم
باری خجلم نیک از آن روی سیاهی

گر زآنکه ز من سرّ غم عشق بپرسند
من مردمک دیده بدارم به گواهی

بر خاک مذلّت تو بنه گردن طاعت
وز درگه او سر مکش ار بنده راهی

ای حاصل عمرم ز تو جز خون جگر نه
وی شوق دلم بر رخ تو نامتناهی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}