جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۱۰
مقطعات
کدام لطف که در شأن ما نکرد ایزد
به صد زبان نتوانم که شکر آن گویم
اگر نه در دل من یاد او بود شب و روز
ز دل نفور شدم دست ازو فرو شویم
به هرکه درنگرم لطف او همی بینم
مراد خویش همان به بود کزو جویم
جهان ملک خاتون
مقطعات
کدام لطف که در شأن ما نکرد ایزد
به صد زبان نتوانم که شکر آن گویم
اگر نه در دل من یاد او بود شب و روز
ز دل نفور شدم دست ازو فرو شویم
به هرکه درنگرم لطف او همی بینم
مراد خویش همان به بود کزو جویم
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}