جهان ملک خاتون
شمارهٔ ۲۰۹
رباعیات
از روی چو خورشید تو مهجور شدم
وز باده هجران تو مخمور شدم
فریاد دلم رس ای طبیب از سر لطف
کز درد فراق دوست رنجور شدم
جهان ملک خاتون
رباعیات
از روی چو خورشید تو مهجور شدم
وز باده هجران تو مخمور شدم
فریاد دلم رس ای طبیب از سر لطف
کز درد فراق دوست رنجور شدم
{{ metaLine }}
موردی نیست.
خالی است.
موردی یافت نشد.
فال حافظ
نیت کنید. همین متن، غزل کامل است.
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
{{ poem.poet_nickname }}
کتاب: {{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}
نظرات
هنوز نظری تأیید نشده.
{{ c.body }}